چهارشنبه , ۲۲ آذر ۱۳۹۶
آخرین خبرها

سفارت انگلیس دوباره باز می‌شود؟

ایران به طرف انگلیسی گفته برابر مقررات این کشور باید برخی از امور کنسولی را مامور رسمی ایران انجام دهد.

 برهمین اساس، به آنها گفتیم اجازه دهید دو نفر مامور رسمی در سفارت ایران مستقر شوند تا برابر مقرارت خدمات کنسولی را در اختیار متقاضیان قرار دهند چرا که برخی از خدمات رسمی را کارمندان محلی نمی‌توانند انجام دهند.انگلیسی‌ها نیز گفته‌اند با کارمند محلی مشکلی ندارند اما کارمند رسمی نه.
 
 چراغ سبز مجلس بهانه‌ای بود تا برخی با داعیه دفاع از منافع نظام از دیوارهای سفارت انگلیس بالا بروند، اقدامی که با واکنش مسوولان نظام همراه شد. در همان زمان بود که علی‌اکبر صالحی در دیدار با گیدو وستروله، همتای آلمانی خود با «ابراز تاسف عمیق» نسبت به حادثه اشغال سفارت بریتانیا در تهران گفت که دولت ایران حداکثر تلاش خود را برای جلوگیری از حوادث مشابه به کار خواهد بست. 
تشنج در روابط تهران و انگلیس پس از آن رخ داد که مجلس ایران در واکنش به تحریم بانک مرکزی ایران از سوی بریتانیا تصمیم به کاهش سطح روابط دوجانبه از سفیر به کاردار گرفت. 
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا نیز در واکنش به ماجرای سفارت انگلیس در تهران گفت کارکنان سفارت کشورش را از ایران خارج کرده و به دیپلمات‌های ایرانی ۴۸ ساعت فرصت داده است که خاک بریتانیا را ترک کنند. 
حال با گذشت یک سال از این ماجرا سید آمنه موسوی خبرنگار تجارت فردا در گفتگو با حسن قشقاوی، معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان خارج کشور وضعیت روابط دوجانبه ایران و انگلیس را بررسی کرده است. 
یک سال پیش بود که برخی از دانشجویان ایرانی با بالا رفتن از دیوار سفارت انگلیس در تهران و اعتراض به برخی از سیاست‌های دولت لندن شرایطی را به وجود آوردند که منجر به قطع کامل مناسبات ایران و انگلیس شد. وزارت امور خارجه ایران از این اقدام ابراز ناخشنودی کرد، حال با وجود گذشت یک سال از گذشت این موضوع، چه تحلیلی در این باره دارید؟ 
ما به لحاظ سوابقی که انگلیسی‌ها با حضور استعماری‌شان در منطقه و در برخورد با ایران داشتند شاهد سابقه طولانی خصومت آنها علیه منافع ملی کشورمان بودیم. 
واقعیت این است که انگلیسی‌ها در نقض تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران همیشه جلودار بوده‌اند و در بسیاری از قراردادهای معروف مانند ترکمانچای، گلستان، آخال، مستشاران انگلیسی و عهدنامه پاریس همیشه سکاندار بوده‌اند. 
موارد اشاره‌شده مجموعه قراردادهایی بود که نزدیک به ۷۰ درصد از خاک ایران را در طول ۱۹۶ سال از این کشور جدا کرد. متاسفانه انگلیسی‌ها در تمام این جدایی سرزمینی یا مباشر بودند و یا مسبب یا نقش مستقیم داشتند مثل عهدنامه پاریس و یا عهدنامه مستشاران انگلیسی و یا اینکه در چارچوب مناسبات بین‌المللی‌شان با قدرت‌های دیگر علیه ایران عمل می‌کردند مانند عهدنامه ترکمانچای و گلستان که توسط رژیم تزاری روس به ایران تحمیل شد. 
تحمیل شرایط قرارداد ترکمانچای علیه ایران توسط روس‌ها به خاطر توافقی بود که با انگلیسی‌ها علیه نا‌پلئون بناپارت صورت گرفته بود. اگر این پرونده‌ها را در کنار بحث‌های دیگری که در زمان ملی شدن صنعت نفت به وقوع پیوست مورد ارزیابی قرار دهیم، در می‌یابیم که اصولاً در مواردی مانند تجزیه سرزمینی، نقض حاکمیت ملی و یا تشدید تنازعات طایفه‌ای و قومی معمولاً انگلیسی‌ها پیش‌قراول بوده‌اند. 
پس از پیروزی انقلاب هم علاوه بر مساعدت‌های مستقیم و غیر‌مستقیمی که انگلیسی‌ها در جنگ عراق با ایران و در کمک به رژیم صدام داشتند مشکلاتی را برای ما به وجود آوردند و در بحث‌هایی نظیر پرونده هسته‌ای و حقوق بشر دشمنی آشکاری با ایران داشتند. این در حالی است که ایران هیچ‌گاه حاکمیت ملی انگلیسی‌ها را نقض نکرده است و در منازعاتی مانند جنگ ایرلند و انگلیس به حمایت از دشمنان لندن برنخاسته بود. ما همواره شاهد یک دیپلماسی خصومت‌محور و ایدئولوژیک و بر پایه حمایت از صهیونیسم از سوی انگلیسی‌ها بوده‌ایم. 
آقای قشقاوی مجلس پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و حواشی پس از آن تصمیم گرفت سطح روابط ایران و انگلیس را تنزل دهد اما وزارت خارجه همیشه با این تصمیم ابراز مخالفت می‌کرد. این ابراز مخالفت بر چه اساسی صورت می‌گرفت؟ 
ما به دلیل حضور اتباع ایرانی در انگلیس خواهان قطع کامل مناسبات نبودیم. در زمان طرح دیدگاه نمایندگان برای کاهش مناسبات با لندن من به عنوان نماینده دولت در مجلس صحبت کردم و شخصاً گفتم دولت با کاهش سطح روابط مخالفتی ندارد اما موافق قطع کامل روابط نیست. 
منظور بنده وزیر خارجه وقت و آقای مهمانپرست به عنوان سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور است؟ 
من از طرف مجموعه دولت در صحن مجلس صحبت می‌کردم. فرد دیگری موضع‌گیری متفاوت از آنچه بیان کردم نداشت. ما همواره گفته بودیم که با کاهش روابط مشکلی نداریم اما با اینکه صد درصد قطع کامل روابط صورت گیرد موافق نیستیم. 
به چه دلیل؟ 
به دلیل مباحث کنسولی و هیچ ارتباطی هم به مباحث سیاسی ندارد. شما باید بدانید که مجموعه اتباع انگلیسی ساکن در ایران شاید کمتر از هزار نفر باشند اما اتباع ایرانی ساکن در انگلیس بیش از ۳۵۰ هزار نفر هستند که این افراد به صورت روزانه نیازمند دریافت خدمات کنسولی‌اند. ما روزانه شاهد مراجعه حدود ۱۵۰ نفر به سفارت ایران در انگلیس بودیم. این افراد غیر از کسانی بودند که به صورت پستی درخواست خود را مطرح می‌کردند. 
این درخواست‌ها شامل صدور شناسنامه و یا ثبت ازدواج و طلاق و همچنین تایید اسناد تجاری و یا سجلی بود. اگر قرار بر قطع کامل روابط بود؛ اتفاقی که الان به وقوع پیوسته است، ۳۵۰ هزار نفر ایرانی از دریافت خدمات کنسولی محروم می‌شدند. ما نمی‌خواستیم به این صورت باشد و ارائه خدمات کنسولی مطلقاً از بین برود و یا کاهش پیدا کند. البته الان هم مطلقاً از بین نرفته است. 
با تمهیداتی که صورت گرفت بخش اعظمی از امور کنسولی سفارت انگلیس در تهران صورت می‌گیرد لذا به میزان زیادی توانستیم نیاز هموطنان ساکن در انگلیس را مرتفع کنیم. تنها دلیلی که وزارت خارجه با قطع کامل رابطه مخالفت می‌کرد دقیقاً همین ملاحظات کنسولی بود. 
اما با این حال مجلس همواره مخالف رابطه ایران و انگلیس بود و یکی از موضوعاتی که در بحث کاهش رابطه با لندن مطرح می‌کرد نیز ابراز نگرانی از حضور آقازاده‌ها در انگلیس بود. آیا در این رابطه هم اقدامی صورت گرفته است؟ گفته می‌شد این افراد از دولت انگلیس خط می‌گیرند. 
این یک بحث کلی است که راجع به حضور فرزندان 
ما همواره گفته بودیم که با کاهش روابط مشکلی نداریم اما با اینکه صد درصد قطع کامل روابط صورت گیرد موافق نیستیم، ضمن اینکه ه وزارت خارجه با قطع کامل رابطه مخالفت می‌کرد دقیقاً ملاحظات کنسولی بود
برخی از مسوولان و شخصیت‌های سیاسی ما در انگلیس صورت می‌گیرد. واقعیت این است که نظر مجموعه نظام این نیست که فرزندان در فضایی خارج از کشور به تحصیل بپردازند. دلیلش هم بسیار واضح است. به لطف خدا ایران در سال‌های اخیر در بحث تحصیلات تکمیلی رشد قابل توجهی داشته است. 
ما در رابطه با مدارک دانشگاهی بسیاری از کشورهای غربی نظرات خاصی داریم، بدین معنا که سطح دانشگاه‌های ایران را از سطح برخی از دانشگاه‌های موجود در کشورهای غربی بالاتر می‌دانیم. 
دیدگاهی که وجود دارد، این است که با عنایت به رشد تحصیلات تکمیلی در ایران چه ضرورتی وجود دارد که فرزندان مسوولان در دانشگاه‌های کشورهای خارجی به ویژه انگلیس که سابقه طولانی استعمار و خصومت علیه ایران دارد به تحصیل بپردازند؟ 
خارج از توهم توطئه، واقعیت این است که انگلیسی‌ها چه در رابطه با مباحث آموزشی و چه رسانه‌ای همواره در راستای منافع خودشان و به ضرر ما حرکت کرده‌اند و طبیعی است که منافع فرزندان مسوولان وفادار به نظام جمهوری اسلامی سنخیتی با منافع انگلیسی‌ها ندارد. یعنی اگر بی‌بی‌سی پرشین را انگلیسی‌ها تاسیس کرده‌اند با محاسبه بوده است. 
انگلیسی‌ها یک ریال هزینه اضافه نمی‌کنند و راه‌اندازی این رسانه هم تماماً در راستای منافع‌شان صورت گرفته است و اگرچه آقا‌زاده و چه غیرآقا‌زاده در واقع به نوعی بخواهد با بی‌بی‌سی پرشین همکاری کند، یا باید اثبات کند تحولی در عرصه بین‌الملل اتفاق افتاده است و منافع جمهوری اسلامی ایران عیناً منطبق با منافع انگلیسی‌ها شده است و یا به گونه‌ای دیگر عمل کند. 
بنابراین زمانی که کسی نمی‌تواند این توجیه و این ادعا را داشته باشد حضور افرادی که شما می‌گویید آقازاده و من می‌گویم فرزندان مسوولان در کشوری که در خط مقدم دشمنی با ایران است، توجیهی ندارد.
 
انگلیس جزو سه کشوری است که در صف نخست صدور قطعنامه‌های ضد‌ایرانی قرار داشته است و به قول ما دیپلمات‌ها Table کرده است. در عرصه تحریم‌ها مقدم بر همه کشورها بوده است و در خروج نام منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی جزو نخستین کشورها بوده است. آیا در رابطه با یک چنین کشوری می‌توان گفت منافع ملی آن با ایران سنخیتی دارد؟ چطور کسی که با شبکه بی‌بی‌سی مصاحبه می‌کند می‌تواند بگوید و مدعی شود که یک وطن‌پرست است؟ 
اقدامی برای بازگشت این آقازاده‌ها به ایران صورت گرفته است؟ 
بله، شرایطی مهیا شده است. البته بحث من تنها در رابطه با انگلیس نیست. به طور کلی ما حسب منویات مقام معظم رهبری و سایر مسوولان کشور خواهان بازگشت فرزندان مسوولان به ایران هستیم. 
بر همین اساس هم کمیته انتقالی در وزارتخانه‌های علوم و وزارت بهداشت و درمان تشکیل شده است تا تسهیل شرایطی برای بازگشت دانشجویانی که مایلند به سرزمین مادری خود بازگردند، صورت گیرد. 
در همین حوادث سوریه و با ناامنی که در این کشور ایجاد شد بسیاری از دانشجویان ایرانی به کشور بازگشتند. از مالزی و سایر کشورهای غربی هم درخواست‌هایی مطرح شده است. 
من نمی‌گویم راه کاملاً برای بازگشت این افراد باز است، بله محدودیت‌هایی وجود دارد اما به مقدار بسیار زیاد شرایط برای ادامه تحصیل در مقاطع دکترا و فوق لیسانس فراهم است. حتی فرزندان دیپلمات‌های ما اگر به کشور بازگردند می‌توانند در دانشگاه‌های داخلی کشور تحصیل کنند. 
استقبال از حضور این افراد از سوی وزارت علوم بسیار زیاد است. البته وزارت بهداشت و درمان به دلیل تفسیرهای خاصی که از رشته‌های پزشکی و پیرامون آن دارد ممکن است تا اندازه‌ای سختگیرانه‌تر از وزارت علوم برخورد کند اما در کل دیدگاه مثبتی برای بازگشت دانشجویان ایرانی به کشور وجود دارد. 
شما اشاره کردید اگر فردی با بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه کند دچار مشکل می‌شود. تجربه‌ای در این رابطه از همکاری آقازاده‌ها با شبکه‌های خارجی داشته‌اید؟ 
من بحث کلی را مطرح کردم. موضوع فعالیت‌های شبکه بی‌بی‌سی پرشین بحث مفصلی است و من بی‌میل نیستم در این رابطه به صورت مفصل صحبت کنم چرا که برخی از روزنامه‌ها و رسانه‌های داخلی به هر دلیلی شاید از سر غفلت مطرح می‌کنند که چه اشکالی دارد در یک رسانه بی‌طرف شرایطی فراهم شود تا موافقان و مخالفان یک موضوع به بیان دیدگاه‌هایشان بپردازند و مسوولان جمهوری اسلامی ایران هم اگر راست می‌گویند چرا این شبکه را تحریم کرده‌اند، بروند نظرات‌شان را در شبکه بی‌بی‌سی مطرح کنند. البته این دیدگاه در زمینه مواجهه با رادیو زمانه و صدای آمریکا هم وجود دارد. 
واقعیت این است که رسانه در عرصه غرب مطلقاً بی‌طرف نیست. برخلاف ایران که ممکن است بی‌طرف باشد اما در غرب رسانه‌ها نمی‌توانند نسبت به منافع کشور خودشان بی‌طرف باشند از جمله رسانه‌های فعال در انگلیس. این یک بحث فنی پیچیده است که من در جلساتی که با برخی از رسانه‌ها داشتم دلایل خود را از طرح این موضوع بیان کردم. بی‌بی‌سی فارسی ۱۰۰ درصد وابسته به منافع استعماری انگلیس است و حتی یک درصد هم بی‌طرفی ندارد. 
یک گفت‌و‌گویی به نقل از شما در رسانه‌ها منتشر شد که گفته بودید ایران به دنبال بازگشایی سفارت خود در انگلیس برای امور کنسولی است و دولت انگلیس هم به این موضوع اشاره داشته است. آیا ایران درخواست رسمی برای پیگیری این موضوع مطرح کرده است؟ 
همین‌طور است. من این موضوع را دو‌ ماه پیش در گفت و گو با روزنامه فایننشیال تایمز بیان کردم و آنچه از قول بنده نقل شد سخن درستی بوده است. 
من گفتم موضوع کنسولی برای ما بسیار مهم است چرا که ایرانیان بسیاری در انگلیس زندگی می‌کنند که بیش از ۹۵ درصد از آنها پرونده کنسولی در سفارت ایران دارند و گذرنامه ایرانی تا به سرزمین مادری خود سفر کنند. یعنی ایرانی‌هایی نیستند که بگویند ما با ایران کاری نداریم. 
حقوق شهروندی این افراد اقتضا می‌کرد که دولت انگلیس یا کانادا با آن همه ادعای حقوق بشری بیایند و برخورد مسوولانه‌ای با شهروندان مهاجری که در آنجا زندگی می‌کنند، داشته باشند.
 
چطور ممکن است کشوری راجع به ادعای نقض حقوق بشر در ایران مقالات و گزارش‌های متعددی را چاپ کنند اما راجع به حقوق ۳۵۰ هزار نفر ایرانی ساکن در انگلیس تا این اندازه بی‌تفاوت باشد؟ 
شما مقایسه کنید مقالاتی که در داخل و خارج از ایران راجع به سکینه آشتیانی منتشر شده است. آیا این حجم مقاله در روزنامه‌های داخلی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب راجع به حقوق ایرانی‌های خارج از کشور منتشر شده است؟ آیا ایرانیان خارج از کشور به اندازه سکینه آشتیانی و یا ستار بهشتی از حقوقی برخوردار نیستند که به آنها توجه نمی‌شود؟ 
چرا غرب تا این اندازه ضد‌حقوق بشر است، چرا غرب نسبت به حقوق ۷۵۰ تا ۸۰۰ هزار ایرانی ساکن در انگلیس و کانادا بی‌تفاوت است؟ چرا روشنفکران و دانشگاهیان ایرانی تا این اندازه به وضعیت ایرانی‌های ساکن در انگلیس و کانادا 
به طور کلی ما حسب منویات مقام معظم رهبری و سایر مسوولان کشور خواهان بازگشت فرزندان مسوولان به ایران هستیم. بر همین اساس هم کمیته انتقالی در وزارتخانه‌های علوم و وزارت بهداشت و درمان تشکیل شده است تا تسهیل شرایطی برای بازگشت دانشجویانی که مایلند به سرزمین مادری خود بازگردند، صورت گیرد
بی‌تفاوت هستند؟ 
من سوال خود را مجدداً تکرار می‌کنم. ما درخواست خود را برای بازگشایی سفارت ایران در انگلیس مطرح کرده‌ایم؟ 
بله، ما با انگلیسی‌ها این موضوع را مطرح کرده‌ایم. همان صحبتی که برای نخستین بار آقای صالحی در افغانستان با آقای هیگ وزیر خارجه انگلیس مطرح کرد در همین رابطه بود. 
بر اساس این صحبت‌ها بود که ما حافظ منافع دو کشور را تعیین کردیم، یعنی اینکه پذیرفتیم انگلیسی‌ها سوئد را به عنوان حافظ نافع خودشان معرفی کنند و ما هم عمان را. 
ایران به طرف انگلیسی گفت برابر مقررات این کشور باید برخی از امور کنسولی را مامور رسمی ایران انجام دهد. ما در حال حاضر کارمندان محلی در سفارت‌مان در لندن داریم اما برای برخی از امور نیازمند حضور کارمندان رسمی کشورمان هستیم و بر همین اساس به طرف انگلیسی گفتیم اجازه دهید دو نفر مامور رسمی در سفارت ایران مستقر شوند تا برابر مقرارت خدمات کنسولی را در اختیار متقاضیان قرار دهند چرا که برخی از خدمات رسمی را کارمندان محلی نمی‌توانند انجام دهند.
 
انگلیسی‌ها نیز گفته‌اند با کارمند محلی مشکلی ندارند اما کارمند رسمی نه. می‌گویند ما اجازه نمی‌دهیم با گذرنامه سیاسی و یا خدمت، کارمند رسمی شما در انگلیس حضور داشته باشد که ما هم گفتیم مشکلی نیست ما نه گذرنامه سیاسی می‌دهیم و نه خدمت، کارمندان رسمی ما با گذرنامه عادی به انگلیس سفر می‌کنند اما همان گذرنامه عادی را هم باید نیروهای رسمی ما داشته باشند که تا این لحظه انگلیسی‌ها از پذیرش خواسته ما کوتاهی کرده‌اند و منجر به نقض حقوق اتباع ایران در لندن شده‌اند. 
ایران سفارت عمان را به عنوان حافظ منافع خود تعیین کرده است. آیا این سفارتخانه می‌تواند از منافع ایران حفاظت کند؟ 
امیدوارم این‌گونه باشد. واقعیت این است که انگلیس به دنبال حافظ منافعی است که بیشتر از اموال و منافعش حفاظت کند چرا که اتباع چندانی در ایران ندارد اما ما به دنبال کشوری هستیم که از حقوق اتباع‌مان در انگلیس حفاظت کند چرا که تعداد زیادی از هموطنان‌مان در این کشور زندگی می‌کنند و نیازمند دریافت خدمات کنسولی هستند. 
با توجه به تمامی مناقشات روابط تهران -لندن چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه آقای بن والیس رئیس میز ایران در گروه فرا‌حزبی پارلمان انگلیس به تهران می‌آید. حضور مقامات انگلیسی در ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا می‌تواند منجر به کاهش خصومت‌ها شود؟ 
در ایران نظرات متفاوتی در این زمینه وجود دارد و طبعاً مسوولان عالی‌رتبه کشور هستند که باید در این زمینه نظر دهند و تصمیم‌گیری کنند. اما در مرحله کارشناسی عده‌ای می‌گویند حضور افرادی چون بن والیس در ایران مفید است و برخی آن را نمی‌پسندند. 
من شخصاً معتقدم این سفرها باید صورت گیرد. هرچند که بحث سفر مقامات انگلیسی را بحث دیگری می‌دانم و نمی‌خواهم چندان در رابطه با آن صحبت کنم اما در کل سفر هیات‌های پارلمانی غربی را مفید ارزیابی می‌کنم هرچند که همه ما تابع سیاست‌های کلان نظام هستیم. چندی پیش هیاتی از پارلمان آلمان به ایران سفر کرد که من آن را سفر مفیدی ارزیابی می‌کنم. 
این افراد در مراجعت به کشورشان راجع به تحریم‌های دارویی و درمانی ایران اظهارنظر کردند که این دیدگاه‌ها منجر به آن شد که وزارت خارجه آلمان نامه‌ای به بانک‌های این کشور ارسال کند و در آن تاکید کند عملیات بانکی در رابطه با مباحث دارویی و درمانی شامل تحریم‌های ایران نمی‌شود. 
البته در حال حاضر نمی‌دانم آیا بانک‌های آلمان دیدگاه وزارت خارجه این کشور را می‌پذیرند و یا بر اساس خواسته‌های لابی صهیونیستی حرکت می‌کنند. اما در هر صورت این سفر را مفید ارزیابی می‌کنم چرا که منجر به اظهار نظر نمایندگان آلمانی و به دنبال آن صدور بیانیه وزارت خارجه این کشور شد. ما تجربه‌های مثبت دیگری نیز در این زمینه داریم. 
من در اسفند ۸۸ سفری به کشور انگلیس برای پیگیری وضعیت آقای نصرت‌الله تاجیک داشتم و در یک جلسه فراحزبی نیز شرکت کردم که هم اعضای حزب کارگر حضور داشتند و هم اعضای حزب محافظه‌کار انگلیس. 
بن والیس و جک استروا هم جزو حاضران این نشست بودند و بر اساس ارزیابی سفارت ایران در انگلیس این نشست نتایج بسیار مثبتی به همراه داشت و گام مهمی در تنویر دیدگاه‌های نمایندگان پارلمان انگلیس تلقی می‌شد. افرادی مانند ما با تجربه میدانی که داریم معتقدیم این شکل از تبادل هیات‌ها، مفید است و یک عده از دوستان هم بنا بر تجربه‌ای که خودشان دارند، می‌گویند مفید نیست. 
بعد از انتخابات ۸۸ بود که سفیر وقت انگلیس انتقاداتی را نسبت به روند انتخابات ایران مطرح کرد که با اوج‌گیری مخالفت‌های داخلی محل ماموریتش از ایران به افغانستان تغییر پیدا کرد. در آن مقطع زمانی بسیاری از مسوولان ایرانی بر لزوم کاهش مناسبات با انگلیس تاکید کردند اما آقای مهمان‌پرست سخنگوی وزارت امور‌خارجه گفت ما به هیچ وجه به دنبال کاهش رابطه با انگلیس نیستیم و استوارنامه سفیر جدید این کشور را نیز پذیرفته‌ایم و سفیر جدید خود در لندن را نیز به زودی معرفی می‌کنیم. حتی پس از ماجرای سفارت انگلیس و تمایل لندن برای قطع مناسبات با ایران آقای صالحی اعلام کرد روابط ایران و انگلیس قطع نشده است. دستگاه سیاست خارجی کشور چرا اصرار به ادامه روابط تهران-لندن داشت؟ 
درست می‌گوید ما بعد از انتخابات سفیر جدید انگلیس را پذیرفته بودیم و این فرد یک‌ماه هم در ایران حضور داشت. اما ما یک مرتبه مواجه شدیم با سه اقدام غیرمنتظره از سوی دولت انگلیس. 
لندن در مرحله نخست اقدام به خروج نام گروهک منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی انگلیس کرد حتی قبل از آمریکا، پس از آن موضع‌گیری تندی علیه پرونده هسته‌ای ایران و در همراهی با صدور قطعنامه داشت و البته اقدام دیگری که الان حضور ذهن ندارم. 
اما در هر صورت این اقدامات بود که مجلس را مصر به کاهش روابط تا سطح کاردار می‌کرد. در آن زمان تمامی مسوولان نظام با کاهش روابط موافق بودند اما پس از چند روز حادثه سفارت انگلیس رخ داد که این بار طرف انگلیسی خواهان قطع کامل روابط فی‌مابین شد. 
اما در همان زمان هم آقای صالحی گفت این روابط به صورت کامل قطع نشده است؟ 
انگلیسی‌ها در بیانیه‌های خود بحث تعطیلی سفارت را مطرح می‌کردند و آقای صالحی نیز بر همین اساس اظهارنظر کرده بودند. طرف انگلیسی می‌گفت ما روابط‌مان را با تهران Cut off کرده‌ایم. 
بعد از تعطیلی سفارت‌خانه‌های ایران و انگلیس مناسبات تجاری و اقتصادی دو کشور به چه صورتی درآمده است؟ 
بسیار کم شده است، البته از ابتدا هم میزان قابل توجهی نبود. حدود ۱۲۰ میلیون دلار بود. حتی پیش از تحولات اخیر در روابط‌مان و آن هم به دلیل تحریمی بود که طرف انگلیسی در مراودات اقتصادی با ایران در پیش گرفته بود و الا طرف ایرانی مشکلی نداشت. ما با هیچ کشور غربی مشکل اقتصادی نداریم و انگلیس نیز شامل این موضوع می‌شود. منازعات ما با کارشکنی‌های طرف غربی آغاز شده است و همچنان هم ادامه دارد. 
با شرایط فعلی آیا امکان ارتقای مجدد سطح مناسبات دو کشور به سطح سفیر وجود دارد؟ 
ما در گذشته نیز با انگلیس مشکلاتی از این دست داشته‌ایم اما من در آینده نزدیک دورنمایی برای بازگشایی مجدد سفارت‌خانه‌های دو کشور نمی‌بینم. اما در عالم دیپلماتیک با هر کشوری می‌توان چنین تصوری داشت.
منبع: تجارت فردا

۳ نظر

  1. انگلیس خائن تر و شیطان صفت تر از آمریکا هست و ما اجازه نمی دهیم دوباره در ایران جاسوسی کنند

    مرگ بر انگلیس
    مرگ بر آمریکا

  2. با سلام وخسته نباشيد فكر ميكنيد واقعا باز گشايي لانه جاسوسي ونفاق در ايران دوباره درست است عملكرد انگليس وايجاد نفاق توطئه اين پدرپير توطئه ونفاق وپدر خوانده رزيمهاي غاصب كل جهان اگر بنامميم كه روشن ودرست ميباشد آيا ديوانگي نيست كه در مزرعه مان باز دو.باره علف هرزي را كه كنده بديم دوباره اجازه رشد ونموش را بدهيم

  3. باسلام آیا حالا دیگه میشود به راحتی از ایران به لندن رفت؟چند روز طول می کشد تاویزامون آماده شود.؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*