سه شنبه , ۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین خبرها

تکنولوژی و کودکانی که زیادی می فهمند

بچه تر از این که بودم. مثلا ۷ ساله. پدر و مادرم پیش هر فامیل یا آشنایی بودند، می گفتند بچه های امروزی خیلی می فهمند.

 الان که به بچه های ۷ ساله نگاه می کنم می بینم که بچه های این زمانه نسبت به بچگی ما خیلی بیشتر می فهمند. هم از سیاست سر در می آورند، هم تکنولوژی، ایمیل، فیس بوک، گوگل، دوربین دیجیتال و ….
این سوال برای من پیش میاد که یعنی این سیر تکامل از اول تاریخ، همیشه ادامه داشته و کودکان هر روز فهمیده تر شده اند یا اینکه این روند صعودی از تاریخ خاصی به بعد شروع شده.
اولین جوابی که به ذهنم می رسه اینه که اگه قرار بود کودکان با این سرعتی که الان در حال رشد از نسلی به نسل دیگه هستن، از اول تاریخ رشد می کردند الان کودکان ۷ ساله ازدواج کرده بودند و در حال تدریس در دانشگاه بودند.
دوم اینکه من از پدرم و پدر بزرگم شنیده بودم که نسل ها بوده که کودکان خاک بازی و تیله بازی و خاله بازی می کردند و مکتب می رفتند و رفوزه می شدند و فلک می شدند و پدر معلم ها رو در می آوردند.
اطلاعات عمومی کودکان قدیم، نسل به نسل تغییر نمی کرد. با این حال همان بچه ها ابوریحان و حسابی می شدند و ملاصدرا و زکریای رازی.
پس سوال اصلی اینه که تو این ۵۰ ساله چی شده که دانش بچه ها اینقدر بیشتر شده و نسل به نسل فهمیده تر می شوند؟
باز می خوام گریزی به گذشته بزنم. یه زمانی مادربزرگ ها زیر کرسی می نشستند و برای نوه ها قصه میگفتند.
نوه ها زیاد بودند و با هم حسابی شیطونی می کردند. پدر و مادرها کار داشتند، خانواده و دیگر هیچ.
با زمانه الان که مقایسه می کنم، می بینم که تعداد نوه ها کم شده و فاصلشون بیشتر شده. پس از شیطونی های گروهی خبری نیست.
فاصله خانه ها باعث شده مادربزرگ ها هم پیش نوه ها نباشند و پدر و مادر ها هم بعد از کار و ترافیک روزانه به خونه که می رسند، پای تلویزیون و ماهواره هستند و ایمیل و فیس بوک چک می کنند و توی تکنولوژی شنا می کنند.
دیگه کسی نیست که مثل سابق بشینه کنار بچه ها و خودش و حرف زدنشو شبیه بچه ها بکنه. باهاشون خاله بازی بکنه و بهشون محبت های بچگونه بکنه.
پس بچه ها تنها شده اند. حالا وقت اونه که واسه در اومدن از تنهایی زبان و اطلاعاتشون رو به پدر و مادرها نزدیک کنند تا حالا که پدر و مادرها زبون اون ها رو نمی فهمند، کودکان زبون پدر و مادر ها رو بفهمند تا بتونن از تنهایی در بیان و هم زبون داشته باشند.
پس اطلاعات عمومیشون رو بالا می برند و زبان حرف زدنشون رو شبیه بزرگ ترهاشون می کنند.
پس کودکانی که برای فرار از تنهایی ادای بزرگ تر ها رو در میارن، کودکی کردنشون می مونه واسه کی؟ واسه وقتی که بزرگ شدند، دانشگاه تموم شد و حالا یادشون می افته که کودکی نکردند و واسه همین دلیل، جوونایی پیدا می شن که تا ۴۰ سالگی نون خور پدر و مادرشون هستند و کل زندگی شون رو کلوب ورزش و بیلیارد و ماشین سواری تو جردن و کافی شاپ و الافی پر کرده.
به نظرم از این نسل حتما زکریای رازی در میاد ولی به جای الکل، احتمالا شربت آبلیمو اختراع می کنه.
این توصیه رو می کنم به پدر و مادرها که هر زمان داشتید از اطلاعات عمومی خفن فرزندتون لذت می بردین، بدونید لذت بردن هم داره. فقط یاتون باشه که این یعنی کودکتون تنها شده و داره سعی می کنه هم زبون پیدا کنه.
نتیجه افراط در استفاده از تکنولوژی، شده پدر و مادرهایی که زندگی کردن رو فراموش کردند و کودکانی که هر روز تنها تر می شوند.
۲۳ پاسخ برای تکنولوژی و کودکانی که زیادی می فهمند”
علی سلطان محمدی گفت :
۱۷م اردیبهشت ۱۳۹۱ در ساعت ۱۷:۵۴
ظاهرا ما با هوش تر شده ایم. ولی اصلا آروم تر نشدیم. ما کم تحمل تر و ضعیف تر شدیم با عمری کوتاه.
شتابزدگی در ما بیداد می کند، عملگرایی در ما مرده و ذهن گرایی بر جان ما حکومت می کند. در جامعه ای که ظاهرا جوان سالاری اون رو تحت سلطه خودش داره زندگی می کنیم. دلی تعریف دیگر این جوان سالاری، خودخواهی محض هست. ما می خواهیم که همه مثل خودمون باشن. اگه کوچک هست، بزرگ بشه، اگه زیاد بزرگ هست، عرصه را برای ما خالی کند.
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به شدت دچار عدم تعادل شده است. واقعیت این هست که ما به کودکان نیازمندتریم تا اون ها به ما. معصومیت طراوت آن ها انرژی بالغ شدن را به ما می دهد. و آهستگی پیرها می تواند نشانه از درک زندگی باشد. ولی اگر ما همین طوری پیش بریم، عمر طبیعی آدم ها شاید بیشتر از ۳۰ یا ۴۰ سال نشود.
ما به یک جامعه متعادل نیاز داریم و این مستلزم درک هدیه زندگی است. اینکه ما به دنیا آمده ایم تا سازش را یاد بگیریم نه اینکه با جنگ تغییر ایجاد کنیم.
فاطمه یاوری گفت :
۴م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۲۲:۲۴
مربی نقاشی کودک
قدیما دخترها هنررا و پسرها یک حرفه را یاد میگرفتند و تا تمام شدن دوران تحصیل اون حرفه یا هنر باعث رشد ومسولیت پذیری اونها میشد.امروز بچه ها چه مسولیتهایی توی خونه دارند؟؟؟
بهمن معروفی گفت :
۴م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۲۲:۵۳
باسلام.
مطلب خیلی جالبی بود دستتون درد نکنه اما متاسفانه ما هممون زنبور بی عسل هستیم و وقتی پاش بیافته (بچه دار بشیم) اونقدر مشغله مون زیادتر میشه که فرصت درک هدیه زندگی مون رو نخواهیم داشت…
ذلا گفت :
۵م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۸:۳۳
بچه ها ربات هایی هستند که رفتار ما مثل برنامه وارد سیستم اونها میشه و دقیقا همون اعمال رو انجام میدن از ماست که بر ماست
علی گفت :
۶م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۰:۰۶
سلام عزیز دلم
مادر خانم من میگه اگه بچه های من هم موبال و کامپیوتر داشتن الان دانشمند بودند
میگه که بچه های امروز بی ادبن!همین!!!
شهاب جان مطلب تیر ماه ۸۸ رو خوندم
الان ازت کمک می خواهم
من توی کار تصفیه آب هستم
از ۶ سسال پیش که به عنوان یه شغل جدید انتخابش کردن تا الان که دست زیاد هست خوب بوده
ولی حالا بیشتر از گنجایش بازار شیراز فروشنده این دستگاه ها همه جا رو گرفتن
منم هم وقتی اینجوری دیدم زدم به عمده فروشی ولی به خاطر نوسسانات دلار ضرر کردم
حالا نه عمده فروشیم وضع خوبی داره نه خرده فقط دارم رو خدمات امور زندگیم رو می گذرونم
حالا از شما تقاضا دارم بهم بگی
به نظرت بازم به عمده فروشی و تبلیغ برای خرده فروشیم اصرار کنم یا نه برم یه جایی کارمد ببشم
آخه یه شرکت پخش مواد غذایی بهداشتی از من خواسته برای تبلیغات بهشون بپیوندم
کمکم کن ککه واقعا سرگردون شدم عزیزم
کامیار گفت :
۶م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۴۹
این طرز زندگی جذابتره…خیلی.فقط باید کنترل بشه.وظیفه ی کنترل با یه مغز آپدیت شده ی پدر مادر همون دوره ی قدیم،انجام میشه.خیلی زیاد به این معتقدم که آپدیت مغز این دو بزرگوار،کار سختیه.اما خود ماها موفق میشیم این کارو کنیم…یعنی نسل ما با حرف ها و رفتار ها و … ،آپدیت رو انجام میده.اینطوری بدون جنگ و دعوا،نرم افزارمون آپدیت میشه…همه هم راضی میشن.
هادی گفت :
۶م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۰۳
من خودم پدر دوقلوهای شیرنم هستم که خیلی دوستشون دارم ولی این واقعیت داره که بچه های این دوره خیلی بیشتر از بچگی ما می فهمند ، الان که حدود ۲ سالشونه ، دخترم خودش تلفن را برمی دارد و جواب میدهد و بعضی اوقات من خودم شوکه می شوم که آیا واقعا این دختر من است که دارد با این شیوایی با من صحبت می کند و یا پسرم که راحت با کنترل تلویزیون به اصطلاح بازی می کند و کانالها را عوض می کند و دهها مورد اینچنینی ، ولی این رامی دونم که اگر با همین سرعت و با همین شیوه که بچه های ما رشد کنند ، شاید در اینده جوابگوی آنها نخواهیم بود و باید خودمان را به آنها برسانیم ولی در مورد مطلب نوشته شده ؛ خود من وقتی وارد خانه می شوم حتی اگر خسته هم که باشم ، به محض ورود با بچه ها شروع می کنم به بازی و حرف زدن ( حتی برای ۱۰ دقیقه ) و اگر فرصت باشد یک دور کوتاه در محل ( پیاده یا با ماشین ) میزنیم و این موضوع جواب داده و اگر بتوانیم همینطور پیش برویم بچه ها نیز با ما خواهند بود و از بچگی خودشان لذت می برند و ما هم به عنوان پدر و مادر از بزرگ شدن آنها لذت خواهیم برد و با شادی آنها شاد و با نارحتی آنها ناراحت خوایم بود .
محسن پرموز گفت :
۶م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۱۲
با سلام.
خوبه که بچه های امروز معنی تنهایی رو می فهمن. اما بده که ما معنای تنهایی رو نفهمیدیم.قبول دارم که روش فهمیدن تنهایی امروز خیلی مسائل دیگه رو تحت تاثیر قرار می ده اما فهمیدن و لمس کردنش خوبه.
محمود زارع گفت :
۶م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۳:۲۴
همانطور که علی آقا گفتن بچه های این زمونه باهوش تر ن ولی عمل گرا نیستن هنر یک پدر مادر یا خانواده خوب اینه که اونها رو عمل گرا کنه واین با تمرینهای ساده از کوچیکی در بچه شکل میگیره مثلا تقسیم کار در خانه ویا سپردن مسئولیت های کوچک به آنها وکارهای عملی گروهی مثلا وقتی همگی به پیکنیک میریم مسئولیت درست کردن چادر ویا جم کردن هیزم برای آتیش ویا از این قبیل و……
ندا گفت :
۷م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۲۳:۳۲
سلام ,جالب بود مخصوصا عکسی که گذاشته بودید.
درسته که بچه ها با هوش تر شدن ولی رشد اونها در ارتباط با بزرگترها سرکوب میشه ,وقتی وارد مدرسه میشن به جای اینکه به سؤالاشون جواب بدن اونا رو به آینده موکول میکنن,این طوری بچه ها به جای رسیدن به جواباشون ,سکوت اختیار میکنن.
سمانه گفت :
۳۱م خرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۰۹:۵۶
قشنگ بود
وحید گفت :
۱م تیر ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۳۸
اینکه بچه های این دوره باهوشتر ازبچه های نسلهای گذشته هستند یک امر طبیعی و غیر قابل انکاریست که عمده ترین دلیل این رشد و تکامل ضریب هوشی و استعداد در انسان که از نسلی به نسل دیگر شاهد آن بوده و هستیم به فلسفه وجودی انسان از ابتدای آفرینش تا به امروز بازمیگردد که این امر حتی در چهره انسانها و تفاوتهای فراوانی که ادمی در طی قرنها بطور کاملا مشهودی در روایات و تاریخ و پژوهشهای دانشمندان و یافته های باستان شناسان. بین چهره ظاهری واندام خود و پیشینیانش یافته است قابل تامل میباشد ولی عامل تاثیرگذار دیگری در دهه های اخیر چنین روندی را در پیشرفت قدرت ادراک وسطح بهره وری و رشد ضریب هوشی بطور بی سابقه و شگفت آوری تشدید نموده و در بین عموم اشخاص جامعه در هر سطحی قابل درک بوده و بوضوح احساس میشود‍‍‍‍ و همانطوریکه همگان میدانند و بر آن تاکید دارند ان عامل جز تکنولوژی عصر ما چیز دیگری نیست که بسرعت پله های ترقی را پیمود و با ظاهری ساده و بی آلایش با نام صفر و یک وارد خانه هایمان شده و مترصد ساختن دهکده جهانی گشته و با عبور از مرزهای خیال پا بر عرصه ای نهاد که تا ان زمان ماورالطبیعه نامیده میشد وبا شکستن قالب زمان و مکان هرچند کوتاه ولی مقتدرانه خود را از این چرخ گردون رهانیده و بر گردونه دیگری سوار ویا در گردونه ساختگی خود در امد و شد است و از پیاده روی در خارج ان و در حالت بی وزنی لذت میبردواینهمه جایزه قدرت ادراک بالا و شناخت کامل خود و جهان هستی و خداوند لایزال و نهراسیدن از مرگ است. پس باتوجه باینکه بزرگانی چون حکیم خیام نیشابوری وسایر علمای بزرگی چون او که در قرون گذشته میزیسته و در اثارشان دایما از عدم شناخت جهان هستی و نامعلوم بودن رمز وراز و علت افرینش انسان تا پایان عمر خود رنج میبرده اند میتوان نتیجه گرفت که ما و فرزندانمان با علمیکه بروز شده باشد وهرچند ناچیز ولی در صورت مقایسه با علمای یاد شده و با توجه به عظمت ان بزرگواران وکسب علوم مختلف در زمان خود میتوان دریافت که ایشان هیچ حرفی برای گفتن نخواهند داشت چرا که ما علاوه بر علم روز از اثار ارزشمند ان مرحومان والامقام نیز بهره لازم را برده ایم .
s گفت :
۴م تیر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۶:۰۰
درسته بچه های این دوره خیلی تنهان . ولی آخه بایدبرای رفع تنهاییشون چه کار کرد؟ باشرایط سخت زندگی ومستاجری و گرونی بزرگ کردن یه بچه هم کاردشواریست وگرنه داشتن بچه های بیشتر می تونست اونها رواز تنهایی در بیاره .پدر ومادرهای امروزی هم مجبورند برای تامین نیازهای بچه ها شب وروزکار کنند و باز بچه ها تنهاتر میشن
زهره گفت :
۱۹م تیر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۴۲
مادر یک دختر ۲۱ ماهه ی شیطون و ناز
برای بچه های این دوره زمونه که اینقدر باهوشند تنهایی بسیار بده، چرا؟؟ چون ممکنه این تنهایی اونا به استفاده های بد از تکنولوژی و تنهایی شون کشیده بشه، من منکر گرانی و سختی های زندگی امروزی نیستم، بلکه تمام دوره های زندگی چه قدیم چه حال مشکلات خودشو داشته و دارد، این خودمون هستیم که سختی ها و مشکلات رو بزرگترشون می کنیم، اگه یک نگاه خیلی ساده به تفاوتزندگی های قدیم و جدید بندازین چیزی جز تجملات و توقعات در تفاوت زندگی ها نمی بینید، تکنولوژی رو به پیشرفت هست و کسی هم نمی تونه بگه روی زندگی من تأثیری نداره، من نوعی باید خودمو و زندیگمو لا این موقیعت وفق بدم، به عنوان مثال واسه گرفتن یک گوشی با تمام امکانات صفحه tach و… خودمون می کشیم میریم فلان تومن پول میدیم و اما غافل از اینکه همین موبایل واسه چند ماه بعد از مد افتاده و قابلیت گوشی های جدید و نداره. توی زندگی خانواده های قدیم توقعات شون اندازه در آمدشون بود و به اون چیزی که داشتن قانع بودن، چشم و هم چشم ی نبود. امام الان همه چیزهایی می خوان که از سطح درآمدشون بالاتره اگه وسیله خوب می خرن به محض اینکه جدید میاد از وسیله خودشون بدشون میاد. یه چیز دیگه ای که هست ما پدر مادرها خودمون اکثرا خودمون بچه ها مونو پر توقع می کنیم وقتی در بچگی هر چیزی که فرزندمون می خواد براش فراهم می کنیم وقتی این بچه بزرگ که می شه خواسته هاش به مراتب بزرگتر می شه و اکثر اوقات از پس بر نمیایم. و برآورده کردن این خواسته های نا بجا باعث می شه که مجبور باشیم ساعات کاری زیادی داشته باشیم و غافل از خود و فرزندمون بشیم.
و نکته ای که من خودم به همه ی والدین صاحب تک فرزند هستم می گویم این است که : یک فرزند کافی نیست. شما به آینده فکر کنید ببینید که فرزند شما تنها ست نه برادر و نه خواهری حتی توی خوشی ها هم کسی نیست توی گرفتاری هاش کسی نیست کمکش کنه از فامیل و دوست و غربیه هیچوقت عین خواهر و برادر ازشون انتظار نداری و نیستن.
خلاصه دوستان عزیز فرزندی که خداوند به ما لطف کرده وسیله ایست برای امتحان ما که چطور اونو تربیت می کنیم. بیایید به تربیت، نحوه نگرش، زندگی آینده فرزندمون اهمیت بیشتری بدیم.
من همیشه از خدا می خوام که بتونم فرزندم خوب تربیت کنم نه اینکه فقط خواسته هاشو بر آورده کنم
بیایید برای بچه هامون پدر و مادر و دوست باشیم نه یک ماشین پولساز و غول چراغ جادوی برآورده کننده آرزوها…
teacher گفت :
۲۴م تیر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۷:۲۹
سلام…
بعد از مدتها یک سایت واقعا بدرد بخور در زمینه ی اقتصادی دیدم … مطالب چندی خوندم و … حتما بازهم برای استفاده میام …
خواستم تشکر کنم از زحماتی که میکشید… با آرزوی موفقیت بیش از پیشتون
کودک سیتی گفت :
۳۰م تیر ۱۳۹۱ در ساعت ۰۸:۳۸
بچه ها مثل بزرگتر ها این روزها با بمباران اطلاعاتی مواجهند
و معمولا حجم محفوظاتشون زیاد تر از میزان درک شونه
و متاسفانه در برخی جنبه ها رشد ضعیفی دارند و در برخی جنبه ها بیش از حد رشد می کنند
مثلا همان طور که آقای زارع به درستی اشاره کردن، بچه های امروز عملگرا نیستند!
فراموش نکنیم وقتی که والدین با بچه ها صرف می کنند از هزاران وسیله تکنولوژیک که براشون بخرن، برای آینده شون مفید تره
خیلی ها فکر می کنم بهترین هدیه ، گرانترین هدیه است ولی بچه ها خود شما رو و وقتتون رو می خوان نه پولتون رو!
اگه خواستین وقتتون رو به بچه ای هدیه بدید و بلد نبوددید چه کار کنید، به سایت کودک سیتی سر بزنید
با روزی ۱۰ دقیقه هم می تونین با بچه ها فعالیت کنید، مهم کیفیت ارتباط با بچه هاست نه کمیتش
من سه ساله برای سرگرم کردن بچه ها و پرورش خلاقیتشون مطلب می نویسم
با امید پرورش کودکانی خلاق و توانمند
امین گفت :
۱۲م مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۲۲:۴۶
به نظر من بچه های قدیم چیزی رو یاد می گرفتند که به درد آیندشون می خورده ولی الان بچه ها چیزی رو یاد می گیرند که اکثرا بدرد وقت پر کردن می خوره!!!
s گفت :
۱۵م مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۰۲
مطلب خیلی جالبی بود…. مرسی
هادی گفت :
۱۷م مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۷:۰۲
سلام موضوع خوبی بود اما پاسخش اصلا من رو راضی نکرد.
به دو دلیل اول اینکه با این وصف که شما می گویید بچه ها میخواهند خودشون رو به بزرگترها نزدیک کنند و همصحبت پیدا کنند بنابراین سعی میکنند اطلاعات بزرگترها را به دست بیاورند نمیتواند دلیل خوبی برای افزایش هوش بچه ها باشد بلکه صرفاً دلیل افزایش اطلاعات بچه هاست. این درحالیست که خود شما هم آنچنان که در عنوان مقاله گفته اید اعتراف میکنید که هوش بچه های بیشتر شده نه فقط اطلاعاتشان.
جدای از اینکه من پدر و مادرهای زیادی رو میشناسم (از جمله خودم) که سعی میکنن همزبون های خوبی برای بچه هاشون باشن و وقت میگذارند برای آنها اما بچه های آنها هنوز از هوش و اطلاعات بالایی برخورداند.
نتیجه: دلیل خوبی برای افزایش هوش بچه ها بیان نکردید
لیلا گفت :
۲۵م مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۰۹:۵۹
به نظر من بچه هابا پیشرفت علم و فناوری دامنه ی دانستنی هایشان افزایش می یابد حال این سیر صعودی می تواند با توان مالی خانواده نیز ماکزیمم شود ولی چیزیک پیشرفت که نکرده وحتی در جاهایی در حال سر خوردن است احترام به بزرگتر ونوع دوستی است ایکاش بچه ی من که صد برابر خود من در رفاه است به اندازه یک صدم احترامی که من برای پدر ومادر وبزرگترها قائل هستم برایم قائل باشد .شاید بگویید این انعکاس تربیت والدین (یعنی خودم)است .ولی باید بگویم دیگر والدین تنها القا کننده تربیت ورفتار نیستند چه بسا یک دوست می تواند جای والدین را بگیرد و بقیه اجتماع نیزبی تاثیر نیستند.
فرید گفت :
۲۵م مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۸:۲۷
من کاملا مخالف این نظر هستم که کودکا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*