جمعه , ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
آخرین خبرها

این شیر زن را بشناسید!!!+عکس

با بهتی آمیخته به اندوه خانه اش را که نه، ویرانه ها را نگاه می کند و می گوید: وقتی زلزله آمد، پابرهنه در کوه دویدیم تا به جایی امن برسیم تیغ وسنگ ها پایمان را برید اما متوجه نبودیم. همه زندگیمان زیر آوار مانده است.

روستای چای کندی از توابع شهرستان ورزقان یکی از آن روستاهایی است که بر اثر زلزله اخیر آذربایجان شرقی دچار ۱۰۰ درصد تخریب شده است. فاصله روستا تا جاده اصلی حدود ۳۰ دقیقه است، راهی مالرو ، باریک و خاکی که پر پیچ و خم است و نفس را در این نیم ساعتی که به روستا مانده می گیرد.

ازهمان ابتدای جاده آثار زلزله به وضوح مشاهده می شود، برای این روستای ۵۰ خانواری، از دست رفتن ۶ نفر از اهالی در یک زمان اندوهی بزرگ است، ۶ نفری که همه آنهارا می شناختند، اما نام یک نفر در این روستا این روزها بیش از دیگران بر زبان ها می آید. ” گلین “، زنی که بر هراس کابوسی زلزله غلبه کردو به کمک اهالی آمد و ۶ نفر را از مرگ نجات داد.

همراه گلین شیرزن آذری که ۶ همسایه اش را نجات داده است و پیرزنی که به نشانه تشکر وی را به ما معرفی کرد تا مصاحبه ای داشته باشیم به سمت روستا حرکت کردیم.

چادرهای زلزله زدگان را در قسمتی از کوه های اطراف روستا که دشت است بنا کرده اند خود روستا در دره واقع شده است و از محل چادرها تا آنجا حدود ۱۵ دقیقه پیاده راه بود.

گلین در فاصله زمانی محل چادرها تا روستا از نحوه وقوع زلزله، مشکلاتی که دارند، چگونگی نجات همسایگانش و … با زبان آذری صحبت می کند.
پیرزن و پسر کوچک گلین هم تا خانه های آوارشده روستا با ما همراهند.

ما در ارتفاع قرار داریم یعنی مسیر رفت و آمد روستا در بلندی است و محل سکونت روستاییان و خانه هایشان در دره واقع شده است از این بالا روستا با درختانش مشخص است نزدیکتر که می شویم خانه های خوابیده روی هم و تنه های درختی که به عنوان ستون در ساختمان ها به کار رفته است روی زمین افتاده است.

گلین می گوید: ۶ نفر در این روستا فوت کرده اند روستای ما ۵۰ خانواده دارد. آوارهایی را نشانمان می دهد که قبلا خانه هم ولایتی هایش بوده است.
موقع زلزله ساعت ۴:۳۰ یا ۵ بعد از ظهر بود اکثر روستاییان بیرون از روستا بودند گوسفندهایشان را برده بودند صحرا یا سر زمین بودند یا شهر بودند.

من با پسرم در خانه بودیم داشتم با تنور نان پخت می کردم که فهمیدم زمین می لرزد فورا بچه را برداشتم و آمدیم بیرون در عرض چند ثانیه تمام زندگیمان خراب شد، آوار شد روی هم، تلویزیون، یخچال و گاز همه زیر آوار ماندند.

همه خانه ها خراب شدند همسایه مان زیر آوار بود کمک می خواست، رفتم تا از زیر آوار نجاتش بدهم هیچ وسیله ای برای کندن و برداشتن خاک ها نداشتم بیل هایمان زیر آوار مانده بود با دستهایم خاک ها را کنار زدم پسر بچه همسایه را کشیدم بیرون.

گلین سکوت می کند و پیرزن همسایه ادامه می دهد: همه ما را این زن خدا خیرش بدهد( به گلین اشاره می کند) از زیر آوار نجات داد، پسرم، برادرم، خودم و نوه ام را از زیر آوار بیرون آورد. نوه ام ۴ ساعت زیر آوار بود بعد از ۴ ساعت نجات پیدا کرد دست، پا و گردنش خرد شده بودند.

هیچ کس تا آن موقع به داد ما نرسید هیچ کس برای کمک نیامده بود این زن دستش درد نکند ما را نجات داد.

نوه ام الان بیمارستان است چند بار به دیدنش رفته ام گریه می کنم او مرا دلداری می دهد یک نوه ۱۲ ساله ام زیر آوار ماند و فوت شد.

به غیر از ما چند نفر دیگر را هم از زیر آوار نجات داد با دستانش زمین را چنگ می زد خیلی ها را نجات داد خدا کمکش کند.
گلین ویرانه ای دیگر را نشان می دهد اینجا خانه مادرشوهرم است با پسرش زیر آوار مانده بودند نجاتشان دادم.

یک مادر و بچه هم زیر آوار مانده بودند بچه اش را نجات دادم اما مادر فوت کرد.

حرفهای گلین تمام شده است می گوید دولت خوب رسیدگی می کند مردم هم خوب به مامی رسند اما شغل ما دامداری است گاو و گوسفندمان برایمان مهم است هوا سرد است برای آنها باید فکری کرد جای مناسب ندارند. ما گندم هم می کاریم اما با این شرایط مزارع خودمان را رها کردیم امیدمان فقط به احشام است.

گلین اما در گفته هایش از نحوه توزیع وسایل گلایه دارد و البته امیدی هم به بازسازی خانه ها تا قبل از هجوم سرما ندارد.

با بهتی آمیخته به اندوه خانه اش را که نه، ویرانه ها را نگاه می کند و می گوید: وقتی زلزله آمد پابرهنه در کوه دویدیم تا به جایی امن برسیم تیغ وسنگ ها پایمان را برید اما متوجه نبودیم. همه زندگیمان زیر آوار مانده است.

افکارنیوز

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*