سه شنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۶
آخرین خبرها

دامن زدن «عمدی» یا «غیرعمدی» مسئولان به آشفته بازار ارز و سکه

در حالی که این روزها نوسانات ارزی موج گرانی ها را در اقتصاد به وجود آورده است،

سکوت سنگین مسئولان ارشد اقتصادی از یک سو و موضعگیری ‌های عجیب و غریب برخی از دیگر سو می‌رود تا چشم اندازهای تیره موجود را هر لحظه تیره و تارتر کند.

موج گرانی ارز و سکه و به تبع آن اکثر کالاها و خدمات این روزها چشم‌اندازهای اقتصاد را بیش از پیش مبهم کرده است و در این میان سکوت سنگین مسئولان ارشد اقتصادی در توضیح موضوع و موضعگیری های خام نپخته عده‌ای دیگر سخت به این آشفته بازار دامن می‌زند.

نمونه آن خبری است که امروز یکی از نمایندگان کمیسیون اقتصادی مجلس اعلام کرد مبنی بر اینکه “دو‌فوریت طرح ممنوعیت عرضه ارز آزاد در بازار یکشنبه هفته آینده در صحن علنی مجلس مطرح خواهد شد که بر اساس آن، عرضه ارز با قیمت آزاد در بازار ممنوع خواهد شد”.

درباره این خبر باید گفت که با دایر شدن مرکز مبادلات ارزی عرضه ارز به بازار عملاً متوقف شده است و ارزهای دانشجویی و مسافری نیز توسط بانک‌ها به فروش می‌رسد، حال آنکه تنها طرح چنین اقدامی به شائبه کمبود ارز در بازار دامن زده و تب افزایش قیمت و تقاضا را تشدید می‌کند، و یا مبنای تعیین نرخ ارز در مرکز مبادلات ارزی 2 درصد زیر قیمت بازار آزاد در واقع خود می‌تواند شائبه دستکاری قیمت در بازار آزاد به قصد کسب درآمد را به وجود آورده و یا مبنایی برای افزایش نرخ در بازار باشد. چنانکه امروز با افزایش 300 تومانی قیمت ارز در مرکز مبادلات، بازار هم راه خود را در پیش گرفت و نرخ ارز تا محدوده 3330 تومان افزایش یافت.

در این میان سکوت مسئولان ارشد کشور و یا اقتصاد درباره بحران افزایش قیمتی که جامعه را فرا گرفته بسیار جای تامل دارد. آیا این سکوت علامت رضایت است به آزادسازی نرخ ارز؟ و یا ابهام و استیصال در راس هرم تصمیم‌گیران اقتصادی؟

کم نیستند مسئولانی که به تحریم سهم بالایی در مشکلات اقتصادی کشور نمی‌دهند، حال اگر اینگونه است، آشفته بازار کنونی و رشد لحظه‌ای قیمت‌ها آن هم در شرایطی را که دستمزد حقوق بگیران هیچ افزایشی ندارد ، چگونه باید توجیه کرد؟

ای کاش در این شرایط مسئولان شفاف‌تر عمل کرده و حداقل تلاشی از سوی آنان برای ایجاد آرامش در جامعه مشاهده می‌شد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*