پنج شنبه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۶
آخرین خبرها

اندوه دریایی که ماهی هایش را کشته اند

«گاریز- زیبایی شناسی درد»، نام نمایشگاهی است که «احسان میرحسینی»، هنرمند جوان هرمزگانی با تلفیق عکس، ویدئوآرت و چیدمان در گالری بهار خانه ی هنرمندان ایران بر پا کرده است.

موضوع ارائه شده در این نمایشگاه به مرگ بیش از 12 هزار کیلو ماهی «گاریز» در سال 89 اشاره دارد که در ساحل بندرعباس به دلایل مختلف زیست محیطی از بین رفته اند.
میرحسینی مرگ ماهی ها را به موازات یکی از سنت های قدیمی هرمزگان – سپردن لباس مردگان به آب – روایت کرده است. عناصر اصلی عکس ها شامل پارچه های رنگارنگ، سکه، خاک های رنگی و ماهی های مرده هستند. نوشته هایی در کنار عکس ها وجود دارد که همگی مرتبط با ذهنیت هنرمند و در راستای تعریفی برای عکس ها هستند.
این نمایشگاه علاوه بر تلفیق چند رسانه ای آثار، با ارائه ی المان های بومی هرمزگان، تلفیق سنت و مدرنیته و در عین حال نگاهی جدید به آسیب های زیست محیطی همراه است. در عکاسی، این آسیب ها معمولا در قالبی مستند بیان می شوند و بی پرده بیانگر ضررهای وارد شده بر طبیعت هستند. اما عکاس در این نمایشگاه به روایتی جدید از آنچه بر طبیعت گذشته می پردازد که ما در اینجا به توصیف مختصری از دیدگاه های عکاس و چگونگی ارائه ی آثارش بسنده می کنیم.
عکاس، علاوه بر پرداختن به موضوع مرگ غم انگیز «گاریزها»، زندگی و فرهنگ مردمی را نشان می دهد که با این موجودات امرار معاش می کنند. همانطور که می دانیم اقتصاد قسمتی از فرهنگ هر اقلیم را می سازد و در این جا سکه های به نمایش درآمده در عکس ها بُعد اقتصادی این روایت تلخ –مرگ ماهی ها- را در بر گرفته است. عامل اصلی آسیب های محیط زیست، انسان است؛ محیط زیستی که سرمایه او است. این دو همواره با هم در تقابل بوده و عکاس با زیرکی این تقابل را بیان می کند. وی با کنار هم قرار دادن ماهی ها، پارچه های رنگی و افزودن نوشته های زیر عکس ها، سعی دارد به ماهی ها شخصیتی انسانی دهد. این نوشته ها دغدغه های روزمره ی آن مردمی هستند که «گاریزها» نقش هایشان را بازی می کنند. نوشته هایی مثل «من»، «به صرف شربت و شیرینی»، «ساعت 6 پارک غدیر»، و «پدری که دل دل می کند آن بچه سیاه لاغر مال او نباشد».
تضاد تلخی دراین آثار موج می زند؛ در فرهنگ ایرانی، ماهی همواره نماد زندگی بوده و آب نماد روشنایی و دانایی؛ اما این نشانه ها در این نمایشگاه با نقطه مقابل خود روبرو شده است؛ ماهی با مرگ و آب با آلودگی پیوند می خورد.
اگر بخواهیم نمایشگاه را از بعد بصری بررسی کنیم در نگاه اول چیزی که می بینیم مجموعه ای از نقاشی است. کنتراست شدید خاک های رنگی بر زمینه ای خنثی(قسمتی از ساحل)، و حرکت پر جسارت لکه های رنگ، آثار اکسپرسیونیست انتزاعی را تداعی می کند. همچنین سادگی و اختصار در ترکیب بندی، گرایش مینی مالیستی هنرمند را نمایان کرده و این نوع نگرش نقاشی گونه به عکس، نشانه ای از الفت این هنرمند با نقاشی است.
ریتم نیز در ترکیب آثار نقش پر رنگی ایفا می کند. ریتم، کادر ها را می شکند و چشم را به خارج کادر هدایت می کند. این مسئله نقطه ی قوتی است که به وجود آمدن ارتباطی پنهان بین تمامی آثار موجود در نمایشگاه کمک می کند.
در کنار عکس ها به ویدئو آرتی می رسیم که دو فیلم را به موازات هم نشان می دهد، فیلم اول پوست کندن و قطعه قطعه کردن ماهی و پاک کردن خون آن و فیلم دوم تزاحم فیتو پلانکتون ها در یک نقطه را نشان می دهد که با رنگ های روشن و شفاف در تضاد با فضای کدر و قرمز رنگ فیلم مجاورش، نظر بیننده را جلب می کند.
در چیدمان نیز، تنگ های خالی از ماهی و قلاب های تیز آویخته از سقف، تضاد شیشه و فلز و تصویر غم انگیزی از تنگ های خالی را می بینیم، و اندوه دریایی را حس می کنیم که ماهی هایش آن را ترک کرده اند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*