سه شنبه , ۲ آبان ۱۳۹۶
آخرین خبرها
انقدر مشترکان خوش حساب را شرمنده نفرمایید…

انقدر مشترکان خوش حساب را شرمنده نفرمایید…

سرمقاله/ جایگاه مشتری و شان اجتماعی او کجاست؟

جایزه مشترکان خوش حساب یک روز مکالمه رایگان! صبح پیامک : مشترک عزیز خوش حساب باش تابه شما یک روز مکالمه رایگان بدهیم! ظهرپیامک، شب پیامک، بیلبردهای خیابان، ایمیل، بنرهای اینترنتی، پیام های تلویزیونی، پیام های رایویی…

اگر این مشترک گرامی نه آن جایزه یک روز خوش حسابی را بخواهد و نه آن هجمه تبلیغاتی دیوانه وار را! چه کسی را باید ملاقات کند؟ به چه کسی باید صورت حساب پیش پرداخت بپردازد؟

دو نکته در این جا وجود دارد،که لازم است شرکت محترم همراه اول از دیدگاه یک شهروند صاحب حق و حقوق شهروندی به آن توجه کند، اول اینکه مشترک اگر خوش حساب باشد هیچ نیازی به آن یک روز مکالمه رایگان ندارد، یعنی آنقدر پول در جیب دارد و آنقدر مکالمات و ارتباطاتش برایش ارزش دار که برای آن هزینه می کند. پس منت شما را نمی پذیرد.

نکته دوم اینکه شرکت محترم همراه اول چرا منظور خود را از یک روز مکالمه رایگان مشخص نمی کند؟ یک روز مکالمه رایگان یعنی 24 ساعت مکالمه رایگان برای یک مشترک خوش حساب ؟ یا به اندازه مکالمه روزانه یک مشترک به او هدیه داده می شود؟ آیا شما میزان مکالمات تک تک مشترکان خوش حساب را به طور متوسط در یک روز محاسبه می کنید؟ اصلا مشترک خوش حساب چه تعریفی دارد؟ هرکس بیشتر صحبت کند و زودتر تسویه حساب کند؟ هرکس کمتر صحبت کند و بیشتر پول بدهد؟…

نکته دیگر اینکه مشترک شما که این همه برای شما می ارزد و به وسیله تبلیغات انفجاری در حال  بدست آوردن این مشترک هستید فقط برای شما یک روز مکالمه رایگان ارزش دارد؟

صورت هاي مالي ۹ماهه سال جاري همراه اول در مقايسه با دوره ۹ماهه سال گذشته(سال ۹۱) ۱۲درصد رشد EPS و ۲۰درصد رشد درآمد را نشان می دهد، پس چرا در ارزش گذاری به مشتریان از روش های متعالی تر استفاده نمی شود؟ آیا حفظ کمال و شان مشتریان برای شرکتی که مداوم در حال سود دهی های کلان است در اولویت نیست؟

چرا همه پیشنهادات جذاب این شرکت در حد مخاطبان سیم کارت دانش آموز و برای مخاطب کودک و نوجوان تعریف می شود…

مساله اینجاست که رسالت فرهنگی و رسالت تجاری شرکت های بزرگ در همه دنیا تعریف می شود تا آنها که جلوتر می روند الگوهایی برتر برای دیگران باشند. اما  در ایران شرکت هایی که به مدد فناوری به الگوهای اصلی تجارت تبدیل شدند،تنها با همان هدف سودآوری تجاری و بدون نگاه به فرهنگ سازی مدل های درست تبلیغات و مارکتینگ  پیش می تازند و عملکرد فعلی، این ویترین مناسب را در اختیار دیگر بخش ها قرار نمی دهد تا به عنوان الگویی مناسب از روش های آنان بهره گیری شود و این موضوعی است که نیاز به چاره اندیشی دارد.

نفیسه آذرخش

یک نظر

  1. بسیار مطلب خوب و جالبی بود مرسی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*